
اين يک حقيقتي است که رفتارهاي خوب و بد، عوامل و حقايقي ثابت نيستند بلکه درست مثل يک گياه رونده اند؛ رشد مي کنند و پيشروي کرده و جلو مي روند؛ حقيقتي که در سورهيوسف به زيبايي تمام مي تواني تماشا کني.
برادرها روزي يوسف را با خود به تفريح بردند و به چاه افکندند و نتيجه آن اين شد که امروز برادر ديگر خود بنيامين را از دست دادند، پس اين اتفاق ريشه در آن اتفاق ناگوار دارد.
و به همين خاطر بود که تا يعقوب ماجراي بنيامين را شنيد همان سخني را تکرار کرد که در وقت از دست دادن يوسف گفته بود.
آن روز:قَالَ بَل سَوَّلَتْ لَکمْ انفُسَکمْ أَمْراً: نفس شما کاري را در نظرتان بياراست
و امروز نيز همان را مي گويد در حاليکه اين بار به ظاهر آنان هيچ تقصيري نداشته اند اما يعقوب مي خواهد بگويد: اين ماجرا ريشه در همان ماجرا دارد.
اين يک سنت هميشگي است، نيکي ها و بدي هايي که به انسان مي رسد و در زندگي نمودار مي شوند همگي ريشه در يک سري عواملي است که در درون خود ما انسان ها قرار دارند.
از نظر قرآن هر عملي براي انسان، در دنيا يا آخرت تاثير گذار است و هر کسي در گرو اعمال خويش است: «كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهينَة»(مدثر(74)، آيه ي38)
براين اساس مطابق قوانين تكويني که خداوند متعال بر جهان هستي حکم فرما کرده است، کار خوب و بد ما حتي در همين جهان نيز بر جسم و جان ما تأثير مي گذارد. رنج ها و مصيبت ها به رفتارهاي خود انسان باز مي گردد: «و ما أصابَکُم مِن مصيبةٍ فَبِما کسبت أيديکم و يعفو عن کثير» (شوري43)، آيه ي30) و حاصل نيکي و بدي براي خود انسان است: «إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها»(الاسراء(17)، آيه ي7) وصول به لقاي الهي و يا محروميت از آن، در گرو انجام اعمال صالح و پرهيز از شرک است: «فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدا»(کهف(18)، آيه ي110) حتي ميانجي گري در اعمال حسنه و سيئه در زندگي تأثير خودش را دارد: «مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً حَسَنَةً يَكُنْ لَهُ نَصيبٌ مِنْها وَ مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً سَيِّئَةً يَكُنْ لَهُ كِفْلٌ مِنْها» (نساء(4)، آيه ي85)
حتي داريم که در روز واپسين هر کسي، خودِ اعمال نيک يا ناپسندي را که انجام داده است، مي يابد: «يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْس مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَيْر مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوء تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَ بَيْنَهُ أَمَدَا بَعِيدًا...» (آل عمران (3)، آيه ي30) يعني محل انژاس خوبي ها و بدي ها، نفس انسان است: «مَنْ عَمِلَ صَالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَسَاءَ فَعَلَيهَا» (جاثيه (45)، آيه ي15). هرچند مقدار آن اعمال، اندک باشد: «فمن يعمل مثقال ذرة خيراً يره * و من يعمل مثقال ذرة شراً يره» (الزلزله (99)، آيات 7-8)
بازگشت اعمال و به معنايي ديگر رشد و نمو اعمال هر انساني به سوي خود اوست و انسان ها ، بازتاب اعمال خويش را در دنيا و آخرت خواهند ديد و چشيد. البته ناگفته نماند که شرايط دنيا به سبب محدوديت هايش اجازه نمي دهد تا انسان ها همه بازتاب ها و پيامدها و آثار اعمال خويش را در دنيا ببينند ، از اين روست که آخرت به عنوان جايگاه بهره مندي کامل انسان از کرده ها و اعمال خويش معرفي مي شود. نحل آيه 111 و زمر آيه 70)
منابع:
سايت آيت الله احمد بهشتي
کتاب باران حکمت؛ بيانات حجت الاسلام رنجبر
راديو قرآن
برچسب:
نویسنده: پارسا اکبرینژاد